سیره ی عملی پیامبر اعظم(ص)

سیره فردی پیامبر - پاکی و آراستگی  

رسول خدا از نظر لباس، موی سر و چهره، بسیارآراسته بود، در آینه نگاه می کرد و موی سر را شانه می زد، و اگر آینه نبود، در ظرف آب نگاه می کرد و موی سر را مرتب می ساخت. افزون بر آن، خود را برای خانواده و نیز برای اصحاب و یاران خود می آراست.
وقتی همسرش عایشه از علت نگاه کردن حضرت در ظرف آب پرسید، در جواب فرمود: خداوند دوست دارد که هرگاه بنده اش نزد برادران دینی خود می رود، خویشتن را برایشان بیاراید.
رسول خدا(ص) سر را شانه می کرد، و هرگاه موی سر یا صورت او می ریخت، همسرانش جمع می کردند. موهای پیامبر که به عنوان تبرّک نزد مردم مانده بود، از همان موها بود.
پیداست که این شیوه، سبب جذب و جلب توجه دیگران می شود، و از جمله رازهای محبوبیت پیامبر و نفوذ تبلیغ ایشان را در دل های مردم باید در همین گونه روش های رفتاری ایشان جستجو نمود.

سیره فردی پیامبر -مسواک   

بهداشت دهان و دندان از عوامل مهم تأمین سلامتی است. توجه به این نکته بهداشتی دستور خداوند است; چنان که پیامبر(ص) فرمود: آن قدر از سوی پروردگار به مسواک دستور یافتم که ترسیدم بر من واجب شود.
پیامبر اکرم به مسواک اهمیت ویژه می داد، پیوسته دندان های مبارکش پاک و سفید بود، دوستان خود را هم به مسواک کردن تأکید می کرد. ایشان همیشه پیش از خواب مسواک می زد. هرگاه می خوابید مسواک را بالای سر خود می گذاشت، و وقتی از خواب بیدار می شد، ابتدا مسواک می زد.
رسول خدا (ص) می فرمود: «اگر بر امّتم دشوار نبود، آنان را امر می کردم که در هر نماز، مسواک بزنند. آن حضرت درباره آثار و پیامدهای این کار بهداشتی می فرمود: مسواک، هم دهان را پاکیزه می کند، و هم سبب رضایت پروردگار است، و از سنّت های مؤکدی است که خداوند قرار داده.
سیره فردی پیامبر (ص)- عطر آگینی  

خوش بویی و استفاده از عطریات موجب نشاط روحی می شود. افزون بر آن، برای دیگران نیز مسرّت و نشاط می آورد. بعکس، بوی بد دهان، بدن، لباس و جوراب مایه اذیت و رنجش خاطر دیگران می شود.
پیامبر همواره مواد خوش بوکننده استفاده می کرد; چنان که هرگاه از راهی عبور می کرد و دیگران به آنجا می رسیدند، به واسطه بوی عطر ایشان، می فهمیدند که آن جناب از اینجا عبور کرده است.
خرج کردن برای عطریات پسندیده است و اسراف به شمار نمی آید. امام صادق(ع) می فرماید: آنچه در راه مواد خوش بوکننده خرج کنی، اسراف نیست. بخشی از مخارج پیامبر(ص)صرف خرید عطر و مواد خوش بوکننده می شد. به فرموده امام صادق(ع)، رسول خدا بیش از آنچه برای طعام خرج کند، در خرید عطریات خرج می کرد.
هرگاه عطری را به پیامبر هدیه می کردند، استفاده می کرد و می فرمود: چه خوش بوست! ایشان همواره به استفاده از عطر علاقه داشت و از آن لذت می برد. رسول خدا(ص)به امیرمؤمنان(ع)فرمود: یا علی بر تو باد که هر جمعه خود را خوش بو کنی; زیرا از سنّت من است، و تا زمانی که بوی آن از تو نمایان باشد، برایت حسنه می نویسند.
شیوه سخن گفتن پیامبر (ص)  

پیامبر از همه مردم فصیح تر و شیرین سخن تر بود و می فرمود: من فصیح ترین عربم، و اهل بهشت به زبان محمّد(ص)سخن می گویند. آن حضرت کم حرف و نرم گفتار بود و در وقت حرف زدن، سخن بیهوده نمی گفت و سخنش مانند جواهر به رشته کشیده بود. عایشه می گوید: سخنش آرام و منظم بود، در حالی که شما پراکنده سخن می گویید. سخن پیامبر موجز بود و با کلمات جامع سخن می گفت; نه کم و نه زیاد. بین دو جمله توقّفی داشت تا شنونده درک کند. از همه مردم خوش نواتر بود، بیشتر سکوت می کرد و جز به هنگام نیاز سخن نمی گفت، حرف ناروا نمی زد. اگر ناگزیر بود مطلب ناپسندی را بگوید، آن را با کنایه می فرمود. از روی خیرخواهی و نصیحت سخن می گفت.
سیره اجتماعی پیامبر - محبت ورزی   

از جمله علل و اسباب برقراری نظام حکومت و استواری امور مردم، محبت ورزی است; زیرا اگر مردم با یکدیگر برخوردی از روی محبت و صفا داشته باشند، هرگز با یکدیگر دچار مشکل نخواهند شد و از این روست که خداوند متعال ایجاد محبت بین مردم را بزرگ دانسته و بر آن منّت نهاده و فرموده است: «اگر تمام آنچه را در روی زمین است بین مردم انفاق کنی نمی توانی بین دل هایشان محبت ایجاد کنی، ولی خدا بود که میان آنان الفت انداخت.» (انفال: 63)
با دوستی و محبت، بهتر می توان عقاید و دستورهای دینی را بین مردم رواج داد تا خشونت و تندخویی; زیرا خشونت سبب تنفّر است، ولی محبت الفت می آورد. کسانی که نسبت به یکدیگر محبت داشته باشند، به هم نزدیک می شوند و چون با هم نزدیک شدند به یکدیگر یاری می رسانند و در آن صورت، به فعالیت و آبادانی می پردازند.
پیامبر اکرم(ص)از راه های گوناگون محبت ورزی، مانند سلام گفتن، دست دادن و مصافحه کردن، خبرگیری و تفقّد از حال و مشکلات پیروان خویش، در دل های آنان نفوذ داشت. پیامبر خدا چنان رفتار محبت آمیزی داشت که هرگز از یاران و اصحاب خویش غافل نمی ماند و پیوندها و رابطه ها را گرم و زنده نگاه می داشت. به فرموده امام علی(ع)، هرگاه کسی از برادران دینی اش را سه روز نمی یافت، احوال او را می گرفت: پس اگر غایب و در سفر بود برایش دعا می کرد، و اگر حاضر و در محل بود به دیدارش می شتافت، و اگر بیمار بود به عیادتش می رفت.
سیره اجتماعی پیامبر - رفق و مدارا   

خداوند عالم به رسول گرامی(ص)دستور داد: (وَ اخْفِضْ جَنَاحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ) (شعراء: 215); و بال و پر خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی می کنند بگستران.
این تعبیر قرآن کنایه زیبایی از تواضع و رفق همراه با مهر و ملاطفت است. همان گونه که پرندگان برای رشد دادن جوجه های خود و برای اظهار محبت، بال های خود را پایین آورده، می گسترانند و آنان را زیر بال و پر می گیرند، پیامبر نیز مأمور بوده این گونه رفق و مدارا کند.
پیامبر خدا با مدارای خویش، توفیق یافت دین و دنیای مردم را اصلاح نماید. البته سیره و منش مدارا، به عنوان یک اصل درباره همه سفیران وحی الهی وجود داشته است; چنان که خاتم پیامبران فرمود: ما گروه پیامبران، همان گونه که به انجام واجبات امر شده ایم، به مدارا با مردم نیز دستور یافته ایم.
مدارا سختی ها را آسان می کند و آدمی را در برخوردهای اجتماعی موفق می دارد; زیرا نیمی از روابط فرد و جامعه در گرو رفق و مداراست. امام هفتم(ع)فرمود: رفق، نیمی از زندگی است.

رفق و مدارا از ویژگی های الهی است و از همین رو، پیامبر رحمت، بالاترین حد مدارا را داشت: خدای ـ عزّوجل ـ ملایم است و ملایمت را دوست دارد و آنچه به خاطر ملایمت می بخشد، نسبت به سخت گیری نمی بخشد.
البته مدارای مورد بحث به معنای چشم پوشی از حق و زیر پا گذاشتن اصول و یا عبور از حدود معیارهای اساسی نیست، بلکه نوع روشی در برخورد با دیگران است که خداوند بندگان ویژه خویش را بر آن می ستاید: (وَ عِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً... وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَاماً)(فرقان: 63 و 72); و بندگان خدای رحمان کسانی اند که روی زمین به نرمی گام برمی دارند و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ می دهند... و چون بر لغو بگذرند با بزرگواری می گذرند.
سیره اجتماعی پیامبر - نرم خویی   

رسول خدا با رفتار نرم و ملاطفت آمیز، توانست جامعه را دگرگون نماید، و وحدت و همدلی را در میان مردم برقرار سازد که در غیر آن امکان ایجاد پیوند اجتماعی میسر نمی شد. خداوند می فرماید: (فَبَِما رَحْمَة مِنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ) (آل عمران 159) پس به ] برکت [ و رحمت الهی، با آنان نرمخو ] و پرمهر[ شدی، و اگر تندخو و سخت دل بودی قطعاً از گردت پراکنده می شدند. پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه.
«فَظ» در لغت، به معنای کسی است که سخنانش تند و خشن است، و «غلیظ القلب» به کسی می گویند که سنگ دل باشد و عملا انعطاف و محبتی نشان نمی دهد. به این صورت، خداوند به نرمش کامل پیامبر(ص)و انعطاف او در برابر افراد نادان و گنه کار اشاره می کند.
سرور آزادگان، حسین بن علی(علیهما السلام)، از قول مولای متقیان در توصیف نرم خویی پیامبر در برخورد با دیگران می فرماید: رسول خدا همواره خوش رو و خوش خوی و نرم بود، خشن و درشت خوی نبود.
گاهی فرزندان خردسال را به حضور پیامبر(ص)می آوردند تا به عنوان برکت یافتن و میمون شدن، برایشان از خداوند خیر و برکتی بخواهد، یا نام گذاری کند. رسول خدا به خاطر دل جویی بستگان آن فرزند، وی را می گرفت و در دامن خویش می نهاد. گاهی اتفاق می افتاد که کودک همانجا ادرار می کرد. برخی که حضور داشتند، بر سرِ فرزند داد می کشیدند و حضرت آنها را نهی می کرد، و صبر می کرد تا ادرار بچه تمام شود. آنگاه دعا یا نام گذاری را به پایان می برد، و با چنین برخورد مهربانانه، خویشاوندان آن نوزاد را خرسند می ساخت، تا آنان نپندارند که پیامبر از آن پیشامد ناراحت و آزرده شده است. وقتی آنان بیرون می رفتند، حضرت لباسش را آب می کشید و پاک می کرد.
سیره اجتماعی پیامبر - سلام کردن   

پیامبر خدا(ص)علاوه بر بزرگ سالان، همیشه به کودکان سلام می کرد. در روایتی از انس آمده است: ما در حال بازی بودیم که پیامبر(ص)از کنار ما گذشت و بر ما سلام کرد!
امام رضا (ع)از پدران خود نقل می کند که پیامبر(ص)فرمود: از پنج چیز تا هنگام مرگ دست برنمی دارم: روی زمین با بردگان غذا خوردن، بر الاغ بی پالان سوار شدن، و بز را با دست خود دوشیدن، و لباس پشمینه پوشیدن، و به کودکان سلام کردن تا اینکه پس از من سنّت شود.
در هر صورت، سلام کردن آثار فراوان اجتماعی و اخلاقی دارد. سلام درود و تحیّتی پر برکت و پاکیزه است از سوی خداوند پر برکت، که آثار خوب و مفیدی در زندگی اجتماعی انسان دارد. سلام پاکیزه است; زیرا با طبع انسان، سازگار است و نفوس انسانی، آن را می پسندند، مردم آن را خوش دارند و با آن احساس آرامش می کنند. آیات فراوانی در قرآن مجید وجود دارد که هر یک به شکل ویژه ای سلام را مطرح کرده اند. (بررسی این آیات شریف مجال دیگری می طلبد.)
سیره اجتماعی پیامبر - بازی کردن با کودکان   

در سنین کودکی، بازی برای تقویت حواس پنج گانه، کنترل اعضا و هماهنگی بین آنها نقش اساسی ایفا می کند. کودک عواطف خود را به افرادی که در بازی او شرکت می کنند نشان می دهد، ترس ها و تردیدهای خود را بیرون می ریزد و محبت ها را تجربه می کند. افزون بر آن، کودک بر اثر تغذیه، دارای نیروی فراوانی است که باید به گونه ای مصرف شود. اگر این نیرو از راه بازی به مصرف نرسد، کودک دچار بیماری های روحی و روانی می گردد. از سوی دیگر، همنوا شدن با کودکان و شرکت در بازی آنان، نوعی شخصیت دادن و احترام به کودکان به شمار می آید. پیامبر خدا(ص)همواره با فرزندان خویش و حتی گاهی با کودکان اصحاب، بازی می کرد.
جابر انصاری می گوید: نزد رسول خدا(ص)رفتم، در حالی که حسن و حسین(ص)را بر شانه خود سوار کرده و راه می رفت و می گفت: مرکب شما چه مرکب خوبی است و شما چه سواران خوبی هستید!

امام صادق(ع)نیز نقل می کند: شبی پیامبر به منزل حضرت فاطمه(علیها السلام)وارد شد و حسن و حسین(علیهما السلام) با او بودند. پیامبر(ص)به آنها فرمود: برخیزید و با هم کشتی بگیرید! فاطمه، که برای کاری بیرون از منزل رفته بود، وارد شد و مشاهده کرد که پیامبر(ص)می فرماید: حسن عجله کن! حسین را محکم بگیر. حضرت فاطمه(علیها السلام)تعجب کرد و عرض کرد: آیا بزرگ تر را بر ضد کوچک تر تشویق می کنید؟! پیامبر فرمود: دخترم! آیا راضی نیستی من حسن(ع)را تشویق کنم، در حالی که برادرم جبرئیل حسین(ع)را تشویق می کند و می گوید: حسین! حسن را محکم بگیر.
چنان که در این سیره مشاهده می شود، پیامبر (ص)فرزندان خویش را به بازی و کشتی گرفتن دعوت می نمود و آنها را به این کار تشویق می کرد. آن حضرت علاوه بر تشویق، خود نیز در بازی آنها شرکت می کرد.
سیره پیامبر اعظم - رفتار با خانواده   

از منظر اسلام، هم غذایی با اهل خانه و تنها سلیقه خود را در نظر نداشتن، پسندیده است. اگر مرد همان غذایی را بخورد که اهل خانه دوست دارند، چنین شخصی مؤمن است. مؤمن مطابق علاقه عیالش غذا می خورد، ولی منافق خانواده اش مطابق خواست او غذا می خورند.
اولیای الهی با فروتنی، همراه اهل خانه و خادمان غذا می خوردند و بر یک سفره می نشستند، و اگر کسی حاضر نباشد با افراد خانواده یا خدمت کاران بر سر یک سفره طعام بخورد، دارای روحیه ای استکباری بوده و نشان دهنده اخلاق جاهلانه اوست. پیامبر اعظم(ص) ضمن اینکه نسبت به نوع غذا و کیفیت پخت و پز آن، بهانه نمی گرفت و از آنچه خدا حلال کرده است، همراه خانواده و خدمت کاران می خورد، چه در خانه و چه در مهمانی ها، کنار سفره روی زمین می نشست. از هر چه دیگران می خوردند، ایشان نیز تناول می نمود. اگر مهمانی وارد می شد، همراه او غذا می خورد. محبوب ترین سفره و غذا نزد ایشان سفره ای بود که افراد بیشتری بر آن باشند.
منبع: 
مجله معرفت » بهمن 1385 - شماره 110، نویسنده : فاضلی، خادم حسین
/ 0 نظر / 39 بازدید